خرید بک لینک
حدود دو ماه از اخرین پستم میگذره ولی هیچ نظری برام نیومده.... ینی تا این حد !!!! اشکال نداره میزارم به پای تلگرام ^____^ این دومین هفته ای دو هفته پشت سرهم خابگاه بودم منظورم اینه که بین دو هفته نرفتم خونه . دلم برا شوخمرم تنگ شده همچنین خونم. این روزای اخر ترمه...هروزش یجور میگذره ولی در کل حس میکنم خیلی زوود میگذره... خب بگذره چ بهتر مهم اینه ک شب تولدم میرم خونه پیش شوهرم. در جریان ک هستین ک وبلاگ دو ترم اخیرم به فنا رفت و هنوز ک هنووووزه دارم حرص میخورم اه اه اه خیلی ناراحت شدم. واس همونم حسم امسال برا نوشتن خیلی کم شده.

برچسب: نویسنده: آیلین خلیلی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 18:06

23روز فیکس درون خابگاه بدترین اتفاق ممکن برای من....

برچسب: نویسنده: آیلین خلیلی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 18:06

زمانه باید بگذره و هر چی قسمت ادم باشه رو نا خاسته یا خاسته جلوی روت میاره حالا اگ میتونی نه اگ میتونی جلوشو بگیر مگ میشه مگ داریمو... بعد اینک سال 95 شد و رفتیم شمالو برگشتیم و شرو دانشگاه وهمون اخرای فروردین تولد پسر عمم(ینی بدنیا اومدنش)وارد اردیبهشت شدیم... قرار شد براین ک از اول اردیبهشت اقامون از اقای د.م جدا بشن و مستقل کار کنند و همین طورم شد و خدا رو شکر استارتش با یکم غرض و قوله این حرفا خورد وگرفتن وسیله چیدمان تابلو بنر گرفته تا پاره شدن بنر اقای ص. چهار شنبه شب بود ک با کمی فکر کردن مشورت به این نتیجه رسیدم ک برم خونه!و رفتم جمعه شنبه ای رو گذرون

برچسب: نویسنده: آیلین خلیلی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 18:06

برچسب: نویسنده: آیلین خلیلی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 18:06

جهت خالی نبودن عریضه...:-X اگر چ الان از اخرین پستم س ماه میگذره... اگر چ ک کلی اتفاقایی عجیب و اندر غریبی افتاده… اگر چ ک تو این مدت حال و اوضاع روحی مامانم نابسامانه… اگر چ تابستون داره تموم میشه و مخایم بریم مسافرت ولی نمیدونیم کجا بریم…;-) اگر گه ک من الان دارم مانتو لی خواهرمو تکیمیل میکنم و نشد اون چیزی ک میخاستم بشه…o_O اگر چ امروز جمعس و شوخمرم رفته بازار جمعه و من تو فکر تمیز کاری خونه البته فقط تو فکرش... ...:'( راجب اتفاقای ک تو دو ماه گذشت هروقت حسشو و قتش بود توضیح میدم ...T_T فعلن…O:-) خابمم میاد!囧

برچسب: پست موقت سازمانی,پست الکترونیک موقت,پست الکترونیکی موقت,پست خداحافظی موقت, نویسنده: آیلین خلیلی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 18:06

سلام چطوری یا ن... دقت کردم هر وقت حال ندارم و دلگیر میام پست میزارم. خلاصه میام ی سرکی میشکم. ولی این دفعه با بقیه دفعات فرق داره.بدجوری درگیری ذهنی دارم.نگرانم ک خدا هیچکیو نگران نکنه..... چون مامانم ناراحته...ی خواهر کوچولو اومد و نیومده رفت و ی ماهی گذشت بعدش ک الانا باشه داره رو مامانم تاثیر میکنه و بعدش رو خانواده....خلاصه بخیر بگذره این دوره...ای خدایا شکرت.... بنظرم مدرسه باز بشه تحولی بوجود بیاد...انشالله در ضمن تو برنامم ریده شده ناجور.همه روزا پر فقط پنجشنبه سه شنبه خالی ک ای تو روحشون. بقیه کارا رو رواله خدارو شکر... راستی عیدتون مبارک...عید قربان...الب

برچسب: نویسنده: آیلین خلیلی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 18:06

صفحه بندی